ولی راستش حتی نمیدونم چرا... چرا الان؟؟ الان که باید تمام تمرکز من برای امتحان ارشد باشه چرا دارم اینقد خودم و درگیر همه چی می کنم؟؟؟
شاید چون از نوشتن توی صفحه ی خاطراتم ، توی صفحه ی فیس بوک و اینستاگرامم خسته شدم و دلم می خواد امیدوار باشم اینجا گاهی کسی که منو نمیشناسه نوشته هام و می خونه... نوشته هایی که از دل می آد و حرفای معمولی و کاملا معمولی یه مهندس احساساتی و شاید تنهاست... شاید چون میخوام ناشناس بمونم و نترسم از قضاوت شدن توسط کسانی که منو میشناسن و پوزخند هاشون زخم به قلبم نزنه، شاید چون اینقدر نسبت به آدم های دور و برم بی اعتمادم و دلم ازشون گرفته که ترجیح میدم اگرم دوستی نوشته هام و خوند ندونه که این منم...
میدونم روح جست و گر و پرتلاطم من از اینجام زود خسته میشه ولی فعلا می خوام بنویسم...
آره ... می نویسم برای دل خودم حتی اگه تو ... نخونی...!
شاید تنها خواننده ی حرفام مثه همیشه خودم باشم و خدا...
شاید حتی خدام نخونه...
شاید... شاید یه روزی توام خوندی...
سلام
دنیای درونم......ما را در سایت دنیای درونم... دنبال میکنید
برچسب: متن شروع به کار وبلاگ, نویسنده: بازدید: 17